تبليغاتX
تعلمواالعربیه:عربی رایادبگیرید

تعلمواالعربیه:عربی رایادبگیرید

وبلاگ من | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | طراح قالب


پیام مدیریت

اهلاً ومــرحَباً بكُم لزوارالموقع
تلفن:09123050289


تصاویر تصادفی زیبا


جستجوگر


در سایت ما
در سایت های دیگر


لينکدوني

http://www.tehranwebs.ir/

آمار و امکانات





انتخابات



هموطنم آيا از خود پرسيده اي چرا احمدي نژاد تخريب مي شود؟

سيل تخريب دكتر احمدي نژاد در روزهاي اخير به بالاترين حد خود در طول تاريخ كشور رسيده است.

ما در گذشته توهين و تخريب گذشتگان را ديده بوديم اما توهين و تخريب يك دولت در حال كار را نديده بوديم.

رويه تخريب بي حد "دولت خدمت" البته نشان از يك ترس و نگراني عميق در مخالفان دولت دارد. اما هموطنم آيا مي دانستي علت ترس از احمدي نژاد چيست و چرا صاحبان قدرت و ثروت، نگران ادامه حضور احمدي نژاد و تفكر وي در كشور هستند؟ از اين نكته ظريف هم غافل نباشيد كه دكتر احمدي نژاد، مظلومانه و بدون ايجاد هيچ فضاي ارعاب و تهديد، همچنان با صبوري اجازه مي دهد تا مخالفانش اين چنين بر عليه وي بتازند و تهمت بزنند و توهين كنند. اين در حالي است كه در گذشته هيچ دولتي به واسطه در اختيار داشتن انواع امكانات قانوني و مالي اجازه شكل گيري چنين فضايي را نمي داد.

نتايج يك تحقيق آماري توسط اداره پژوهش هاي خبرگزاري جمهوري اسلامي كه در آبان ماه سال گذشته منتشر شد حاوي اطلاعات تامل برانگيزي است.

هموطن آيا مي داني، بر اساس اين آمار مشخص شد در سه سال فعاليت دولت نهم 39682 مورد سياه نمايي درفضاي رسان هاي و تبليغاتي کشورعليه دولت نهم انجام شده است؟!!

متاسفانه و بر اساس همين آمار در 3 سال فعاليت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به رييس جمهوري در فضاي رسان هاي و تبليغاتي صورت گرفته است.

اين در حالي است كه دردولت آقاي هاشمي رفسنجاني يعني از سال 1368 تا سال 1367 هيچ موردي از توهين مستقيم به رييس جمهور درمطبوعات آن زمان نيافتيم و تنها 189 مورد سياه نمايي مشاهده شد.

در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي يعني طي سا لهاي 1376 تا 1384 پنج مورد توهين مستقيم به رييس جمهوري و 543 مورد سياه نمايي عليه دولت ديده شد.

بر اين اساس و درحالي که سياه نمايي در دول تهاي سازندگي و اصلاحات به بيش از 500 مورد م يرسد در سه سال فعاليت دولت نهم بيش از 39 هزار مورد سياه نمايي عليه اين دولت انجام شده است.

اين كه آمار مربوط به تخريب احمدي نژاد تا 22 خرداد چند صد برابر شود، فقط خدا مي داند.

اينها نمونه هايي كوچك از هزاران نمونه تخريب احمدي نژاد است: مردم ببخشيد كه پول ندارم به شما بدهم كه به استقبالم بياييد، احمدي نژاد رييس جمهور بماند ادعاي امامت مي كند، انسانم آرزوست، نصر من ا... و فتح قريب مرگ بر اين دولت مردم فريب، دولت سي بزميني نمي خوايم، نمي خوايم، احمدي نژاد بماند چادر به سر بايد از كشور فرار كنيم، مرگ بر ديکتاتور و ...

هموطنم باور كن اين مطالب دست نوشته هاي پشت درها و ديوارها نيست، اين مطالبي است كه از زبان سياسيون كشور و هوادارانشان، در روزنامه هاي وابسته به آن ها و در زمان رياست جمهوري دكتر احمدي نژاد به چاپ رسيده است! هموطنم آيا مي دانستي حجم تخريب ايران و احمدي نژاد از سوي خارج نشينان و دولت هاي غربي با توجه به حملاتي كه از داخل مي شود به كمترين حد خود در گذشته رسيده است؟

واي بر ما كه فردايي هم هست و مي دانيم اين دنيا و اين چند صباح، محل گذر است و دنياي ديگر هم وجود دارد، اگرچه برخي لابد همچو ما فكر نمي كنند و اعتقادي به آخرت ندارند.


اما هموطنم مي داني چرا از احمدي نژاد مي ترسند؟

هموطنم آيا مي دانستي همزمان با چهل و چهارمين ماه خدمتگذاري، بر اساس آمار منتشره ، احمدي نژاد رئيس جمهور ايران را به پرکارترين مقام عالي رتبه در جهان تبديل کرده است.

گفته مي شود آغاز ساعت کاري رئيس جمهور از 6 صبح با صرف صبحانه کاري با ملاقات کنندگان آغاز و عمدتا تا ساعت 22 شب ادامه دارد. هموطنم آيا مي دانستي انجام بيش از 52 سفر استاني و بازديد حدود 500 شهر بزرگ و کوچک در کشور در مدت کمتر از چهار سال، بخشي از کارنامه سنگين فعاليت هاي دکتر احمدي نژاد را تشکيل مي دهد.

انجام فعاليت متوسط 16 ساعت در روز، استفاده از ايام تعطيل براي سفرهاي کاري و ملاقات با مردم، حضور در مجامع عمومي و انجام بيش از 950 سخنراني رسمي و سه هزار ملاقات کاري در طي مدت مذکور، از نظر کمي بيش از دو برابر فعاليت يک رئيس جمهور به طور عادي است.

حضور مداوم در جلسات تخصصي نظير کارگروه تحول اقتصادي، کارگروه حل مشکل مسکن، کارگروه تنظيم بودجه، از ديگر زمينه هاي مورد نظر دکتر احمدي نژاد بوده که طي سه سال گذشته انجام شده است.


هموطنم،

احمدي نژاد تخريب مي شود، چون سطح آگاهي و توقع مردم را بالا برد.

احمدي نژاد تخريب مي شود، چون شبانه روز خدمت مي كند و كار بعدي ها را سخت مي كند.

احمدي نژاد تخريب مي شود، چون كشور را دست بسته در اختيار بيگانگان قرار نداد.

احمدي نژاد تخريب مي شود، چون مديران كمتر متوقع و پاك دست داشت.

احمدي نژاد تخريب مي شود، چون دور تسلسل مديران خانوادگي را شكست.

احمدي نژاد تخريب مي شود، چون دست مفسدان و رانت خواران را از ثروت كشور قطع كرد.

احمدي نژاد تخريب مي شود، چون در دل و قلب مردم نفوذ زيادي كرد.

و بالاخره اين كه احمدي نژاد تخريب مي شود، چون راه بازگشت به قدرت خيلي ها آنقدر سخت شده كه وحشت نرسيدن به صندلي ها، خواب را از چشم ايشان گرفته است.

هموطن راي تو به احمدي نژاد، راي به خدمت، راي به حذف فاصله ها، راي به شجاعت، راي به اقتدار ملي، راي به ايستادگي، راي به سازندگي و راي به پاكي است.


آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در كوي نيك نامي مارا گذر ندادند

گر تو نمي پسندي تغيير كن قضا را

و من ا...


توفيق مردمی نژاد ، فقط احمدی نژاد

نوشته شده در جمعه 1388/03/15 توسط آهویی! | لينك ثابت |

تحليل و نقدي بر كتاب عربي2

بسم الله الرحمن الرحيم

تحليل و نقدي بر كتاب عربي ۲

   كتاب عربي 2 كليه رشته ها به غير از علوم انساني با كمي اغماض از كتابهاي خوب عربي دبيرستان مي باشند و اكثر دانش آموزان با توجه به اينكه بيشتر آنها نيز دانش آموزان متوسط به بالا نيز مي باشند مي توانند نمره قبولي كسب كنند بيشتر مطالب و قواعد كتاب در حد دانش آموزان و گام به گام و به روش " در حد تسلط " نوشته شده است و توالي مطالب در بيشتر موارد در آن رعايت شده است ولي با اين حال اگر اغماض نكنيم مواردي نيز جزء نواقص كتاب مي توان بيان كرد كه تعدادي از آنها به مسايل تايپ و ويرايش كتاب بر مي گردد ولي تعدادي از اين موارد نيز به تأليف و الويت بنديها بر مي گردد كه در اين نوشته سعي در بيان اين موارد شده است :

در مورد متون درسها مي توان گفت متون خوبي هستند سعي شده كه متون همگام با قواعد باشد كه اين خود نيز نقطه قوت اين كتاب است ولي كاش :

·    در انتخاب متون به به روز بودن و بديع بودن متون براي جذابيت بيشتر توجه زيادي بشود چرا كه بيشتر متون حدود 60% بر گيرنده مسايل ديني و مذهبي هستند و متون داخل تمرينات نيز كلا در اين مايه هستند كه اگر اين اهداف در متوني نو و بديع گنجانده ميشد جذابتر بود .

·        در مورد سنديت متون مثلا متن درس دوم اگر بيشتر تحقيق بشود بهتر است .

·        در مورد حجم متون علي الخصوص متن درس سوم با توجه به سطح دشواري اين درس تجديد نظر لازم به نظر مي رسد .

·        در ص 27 بهتر بود بجاي الف المسلمون نوشته شود الف علماء المسلمين .

·    براي كلمه (( نورا )) د ر حاشيه ص 27 توضيحي ذ كر شده ولي اين كلمه د ر اين صفحه وجود ندارد . بهتر است به ص 28 منتقل شود .

·        سؤالات آخر درس به عنوان درك مطلب بايد دنبال اهداف آموزشي نيز باشد.

·    بعضي از تصاوير مثلا تصوير آهو در درس 5 گوياي آهوي شاخدار نيست چون مطابقت تصاوير با متون باعث كمك به دانش آموزان در امر ترجمه مي شود دقت بيشتري مي طلبد.

·    يا در ص 53 عبا رت (( لما غربت الشمس جلسنا تحت شجره مشرفه .....    )) نشستن زير درخت در شب چندان منطقي به نظر نمي رسد . زيرا غالبا در روز به خاطر وجود سايه نشسته مي شود .

·        بجاي بحثهاي تاريخي از خريد ، ميوه و مسائل علمي اجتماعی هم بحث شود

در بحث قواعد :

·    در اولين درس اين كتاب بهتر بود كه نيم نگاهي به رؤوس مطالب عمده ي سال گذشته بشود . مثلا جمله اسميه و جمله فعليه و ... در حد تمريني يادآوري شود تا بدينوسيله  حلقه هاي اتصال درس عربي گسسته نشود .

·    در ص 2 قسمت فوايد شماره ي 4 كلمه (( داراي )) يك جا با رنگ مشكي و د ر همان جمله دوباره با رنگ سبز نوشته شده است كه بهتر است هرد و يك رنگ باشد .

·    در قواعد د رس اول ( معرفه و نكره ) يكي از معارف معرفه به اضافه است و مؤلفين محترم را ين تصور بوده اند كه دانش آموز مضاف و مضاف اليه را مي شناسد لذ ا پيرا مون ا ين مطلب تو ضيح كاملي ندادند در حالي كه بحث مضاف اليه در درس 5 مطرح مي شود .

·    در ص 5 بهتر است به جاي تركيب ال + نكره = معرفه و نكره + معرفه = معرفه نوشته شود ال + نكره = معرفه به ال  و   نكره + معرفه = معرفه به اضافه

·        مثالهاي بكار رفته در درس دوم كافي به نظر نمي رسد و ذكر مثالهاي متنوع در اين بحث ضروري است .

·    در بحث اعراب فرعي با وجود ا ين كه اصطلاح  (( اسما ء خمسه )) بارها استفاده شده است اما فقط به ذكر 3 مورد از ا ين اسمها اشاره شده است . لذا بهتر است هر پنج اسم اشا ره شود و مثالها يي كه براي اعراب اسماء خمسه ذ كر شده است در هر سه جمله به صورت مرفوع آمده است در حالي كه مي توان براي حالات مختلف آن مثال آورد .

·        شرايط پذ يرش اعراب فرعي د ر اسماء خمسه ذ كر نشده است .

·    در اعراب تقديري اشاره اي به مضاف به ياء متكلم نشده است . با توجه به كار برد فراوان آن و نيز ساد گي موضوع طرح ا ين مورد از اعراب تقديري ضروري به نظر مي رسد چرا كه  د ر د رسها از آن بسيار آورده شده است مثل زوجي- د ردرس2 كه دانش آموزان از اعراب آن سوال مي كنند. 

·        در درس 4 موضوع اعراب محلي جاي بحث بيشتري دارد چون در سال اول به آن اشاره چنداني نشده است .

·        در درس 8 به مجهول كردن جملات كمتر توجه شده است با توجه به اهميت موضوع ذكر مثالهاي بيشتر ضرورت دارد .

·        بهتر است اسم منقوص و مقصوره فقط با ال بحث شود و آوردن مبحث بدون ال زياد ضروري نيست.

·    ودر کل در بارم عربي 2 ( تشكيل و سؤ الات چند گزينه اي ترجمه ) مطرح شده است حال آ نكه كتاب مذ كور فاقد چنين سؤ الاتي است و حتي يك سؤ ال نيز در ا ين با ره نيامده است .

·        در بقیه بحثهای کتاب :

·    در ص 3 مسئله شماره ي 2 گفته چرا (( نتيجه الكذ به )) ال ندارد مشخص نكرده كه (( نتيجه يا كذ ب ))چون دانش آموز هنوز مضاف ومضاف الیه را نمی داند .

·        در ص 9 كلمه ال را تجزيه نكرده است در حاليكه به عنوان يك كلمه بايد تجزيه مي شد .

·    ص 7  كارگاه  ترجمه گفته شده د ر ترجمه ي اسمهايي كه داراي تنوين هستند گاهي (( ي )) وحد ت اضافه مي كنيم كه اين تعريف جامع و مانع نيست چون اسمهاي علم هم تنوين مي گيرند .

·    در ص 24 آيه شريفه (( ان الله يحب التوابين )) در تمرين اول ذكر شده و در تمرين سوم آ يه (( ان الله يحب الحسين )) استفا ده شود . با توجه به نزد يكي و شباهت كا مل ا ين دو آ يه دا نش آموز به راحتي به ا ين سؤال پاسخ  مي دهد .

·    همچنين با توجه به عبا رت ((  عاتب اخاك بالاحسان اليه )) در تمرين اول دا نش آ موز به جواب (( اكرم اباك في جميع الاحوال ))  در تمرين دوم پاسخ درست مي دهد .

·    ص 24 تمرين اول در عنوان سؤال (( عين الكلمات التي ...)) بهتر است به جاي لفظ الكلمات از لفظ الاسماء استفاده شود . چون  در قسمت 3 همين  تمرين  فعل (( يشبعان )) آ مده است كه داراي  اعراب فرعي است و  دا نش آ موز   ا ين مورد را هنوز نخوانده است و غالبا آن را با اسم مثني اشتباه  مي گيرد . لذ ا لفظ الاسماء اين ابهام را بر طرف مي كند .

·        صور جماليه با دانش آموزان متناسب نيست مثل ص 25 .

·        د ر صفحه ي 31

·        الف: د ر سطر 3 (( فقال له ...)) كلمه (( له )) ترجمه نشده است ( به او گفت ) صحيح تر است .

·        ب: د ر سطر 5 (( ساله )) مفعول د ر ترجمه ذكر نشده است ( از او پرسيد ) صحيح تر است .

·        ج: د ر سطر 5 (( زهد ت )) پيشه كرد م صحيح است براي ترجمه پيشه كرده ام بايد (( قد زهد ت )) ذ كر مي شد.

·        در ص 34 ( به اسمهاي معربي كه ... ) تا دانش آموزان كلمات مبني را از بحث منصرف و غير منصرف جدا بدانند .

·    در ص 34 تمرين را بع ترجمه به فارسي بهتر است از متني استفاده شود كه در آن از كلما تي استفاده شده باشد كه با مبحث د رس (( اعراب فرعي )) همخوا ني و ارتباط نزد يكتري داشته باشد .

·    در صفحه  37- شما ره  2و3  از تمرين اول (( زينا السماء الدينا بمصابيح )) و (( اليس الله با علم با الشاكرين )) دقيقا در صفحه 34 ذ كر شده است پيشنهاد مي شود به جاي ا ين دو آ يه از آيات د يگر استفاده شود.

·        در تمرين را بع ص 38 (( ا رسلنا الي فرعون رسولا )) تكرا ري است و در ص 34 قبلا ذكر شده است .

·    د ردرس 3 ص 37 التمرين الثالث در آيه (( لا تبطلوا صدقا تكم ....)) اعراب كم ( مضاف اليه ) از دانش آموز خواسته شده است حال آ نكه دا نش آ موز  هنوز مضاف اليه را ياد نگرفته است .

·        در تمرينات هر د رس تعدادي از كلمات درهم ريخته به  دا نش آ موز دا ده شود و ا ز او خواسته شود از آنها جمله بسازد .

·        در ص 49 ( تمرين ثالث )  (( وجدت الدنيا كبيت له با با ن .......      )) تناسب چنداني با موضوع درس ندارد .

·    به طور کلی با توضیحاتی که در بالا آمده نباید این بحث مطرح شود که کتاب دارای مشکلات زیادی ( البته از طرف نگارنده ) است بلکه این موارد با دید نگارنده مطالبی سطحی می باشد که می توان با حذف و اصلاح آنها کتابی بهتر از کتاب حاضر در دست داشت .

نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/23 توسط آهویی! | لينك ثابت |

محرم آمد

السلام عیلک یا اباعبدالله الحسین

بوی محرم میوزد از دشت کربلا و از نو شبی به یاد نائب امام ع مسلم مسلمان

دومین برگ غم رسیدن محمل ها به سرزمین طف و دل طوفانی بی بی زینب س

سومین شکست قلب خرابه ای از نور و جان آلاله وسه ساله

باز چهارمین منزل دل طوفانی بی بی زینب س واولاد طاهرش و فریاد امیری حسین

پنجمین وششمین نورگاه سبزی از جنس زیبائی مجتبوی ع

هفتمین مه هفته به هفته به یادش میسوزیم آه آب

هشتمین یا احتضارگاه ارباب ع وای فقطعوه

نهمین نه عالمین نه پناه عالمین چه گویم قاصرم همین عمو عباس ع

دهمین آخرین یا قیامت یا اتمام هرچه عشق.

بال بگشائید که اینجا کربلاست

نوشته شده در یکشنبه 1387/10/08 توسط آهویی! | لينك ثابت |

مشهورترین فرهنگهای نوین عربی

مشهورترین فرهنگهای  نوین عربی

1-المنجد

المنجد یکی از پرفروشترین فرهنگهای نوین است که بارها تجدید نظرو چاپ شده است .این فرهنگ لغت را لویس معلوف که خانواده وی از مسیحیان سر شناس لبنان به شمار می ایند  گرد اوری کرده است . المنجد در اصل یک فرهنگ دانش اموزی بود و در سال 1908  به چاپ رسید  ولی بعدها تعداد مدخلهای ان بتدریج گسترش یافت و در شکلهای مختلفی در اختیار پزوهشگران قرار گرفت . در سال 1956 ((فردینال توتل)) پیوستی را به عنوان ((المنجد فی الاعلام)) به ان افزود که در ان شخصیتهای علمی و ادبی غرب وشرق جهان معرفی شده است . این فرهنگ به تصاویر و نقشه ها اراسته  می باشد و برای نشان دادن ریشه کلمات از رنگ قرمز استفاده شده است.

((فواد البستانی)) خلاصه ای از این کتاب فرهنگ را با اضافه کردن وازه ها و اصطلاحات  جدید با نام منجد الطلاب  به چاپ رساند.

المنجدالطلاب  به زبان فارسی ترچمه شده و به صورت فرهنگ دو زبانه در اختیار پزوهشگران فارسی زبان قرار گرفته است.

 

2-لاروس

فرهنگ لاروس را ((دکتر خلیل الجر)) گرد اوری  کرده است و در سال 1973 از سوی کتابخانه  لاروس به چاپ رسیده است . مرکز کتابخانه  لاروس در پاریس  قرار  دارد و سالهای متمادی است که به کار تالیف و انتشار  لغتنامه های کوچک و بزرگ  به زبان فرانسه اشتغال دارد.فرهنگ لاروس حاوی اصطلاحات علمی  فنی. و ادبی هست و به تصاویر جانوران و گیاهان و ابزار صنعتی اراسته شده است . این فرهنگ به شیوه فرهنگ نویسی زبانهای لاتین یعنی بر مبنای حروف الفبا و در نظر گرفتن  ظاهر کلمه گرد اوری شده است . سید حمید طبیبیان  فرهنگ لاروس را در سال 1362  به زبان فارسی تر جمه کرده است.

3-المعجم الوسیط

این فرهنگ را فرهنگستان زبان عربی در سال 1960 به کمک کمیته هایی که به این امر اختصاص یافتند  تدوین کرده است (مولفان این فرهنگ د. ابراهیم انیسو  د. عبد الحیم منتصر و عطیه الصوالحی و محمد خلف الله احمد . هستند.  الوسیط بسیاری از وازه ها و اصطلاحات علمی جدید را در بر می گیرد البته برخی از کلمات عامیانه بویزه  مصری نیز در این فرهنگ امده است.

فرهنگستان زبان عربی قاهره  دو فرهنگ دیگر  به نامهای  المعجم الوجیز و المعجم الکبیر  را نیز به چاپ رسانده است . الوجیز فرهنگ لغتی  دانش اموزی است که شکل اختصار یافته الوسیط  می باشد. اما الکبیر فرهنگ بسیار مفصلی است که هنوز همه جلدهای ام منتشر نشده است . امتیاز الوسیط ان است که  کلمات ((مولد)) را از  ((محدث)) و((معرب)) را از ((دخیل)) جدا کرده است .مولد کلمه ای است که در عربی کهن استعمال داشته  و محدث  اکنون در زبان عربی متداول است .  معرب  کلمه ای غیر عربی است که با زیاد  یا کم شدن ویا جابجایی حروف ان   رنگ عربی  پیدا کرده است و دخیل کلمه ای است که بدون  هیچ دخل و تصرفی  وارد زبان عربی  شده است.

4- الجاسوس  علی  القاموس

این کتاب  که تالیف ((احمد فارس  الشدیاق)) است . برجسته ترین  فرهنگ لغت عربی  در سده نوزدهم به شمار می اید  الجاسوس اوج اصلاح خواهی و تجدید نظر طلبی در زمینه  فرهنگ نویسی است و با پیروی و تقلید مبارزه می کند  و خواهان همگام شدن با زمان است.  الشدیاق به این شیوه کهنه و موروثی که تشخیص کلمه  صحیح و فصیح را منوط به  استعمال  شاعری در عصری خاص  می داند اعتراض  می کند و معتقد است می توان به شعر هر شاعری که در عرف ادبا و مردم در خور اعتنا  باشد  استناد کرد . وی شیوه  زمخشری را می پذیرد وکنابش را بر همان مبنا نوشته است.

5- محیط  المحیط

 

این فرهنگ تا لیف ((بطرس البستانی )) است که در سال 1870 م  در بیروت به جاپ رسیده است و به سلطان عثمانی  تقدیم شده است. وی  در تالیف این فرهنگ از القاموس المحیط  فیروز ابادی استفاده کرده است  و ان را بر اساس حروف الفبا و حرف اول  ریشه کلمات تنظیم نموده است . البستانی ضمن ذکر بسیاری از وازه ها و اصطلاحات علمی و ادبی ریشه برخی از انها را بررسی کرده است . در این فرهنگ به ایات قرانی نیز استناد شده و مباحث نحوی و ادبی مربوط به این ایات  تشریح  شده است  همین ویزگی  فرهنگ محیط را به صورت  یک مجموعه ادبی در اورده است . البته برخی از کلمات عامیانه  نیز در ان به چشم  می خورد.

6-اقرب الموارد

نام  کامل این فرهنگ اقرب الموارد فی فصح العربیه والشوارد  و مولف ان ((سعید الشرتونی)) است.

این کتاب در سال 1889 م در بیروت به چاپ رسیده است . شرتونی نیز القاموس المحیط را مبنای کار خود قرار داده است و در جهت تغییر و تکمیل ان  گام  برداشته است . این فرهنگ به دو بخش تقسیم می شود: بخش اول به تو ضیح کلمات اختصاص دارد و بخش دوم به بررسی اصطلاحات علمی و وازه های غیر عربی و معرفی شخصیتها می پردازد.

شرتونی  مدخلهای کتاب خود را بر اساس حرف اول  ریشه کلمات تنظیم کرده است.

نوشته شده در چهارشنبه 1387/08/22 توسط آهویی! | لينك ثابت |

نظرات

           

     از پیشنهادات و انتقادات

    

  ونظرات ارزشمند شما

              

 استفاده  می کنم  .

 

لطفانظرات خود رادراین قسمت

 

 بنویسید....

 

 

نوشته شده در شنبه 1387/08/18 توسط آهویی! | لينك ثابت |

 
  • زبان عربی گذشته از پیوند هزارو چند ساله اش با زبان فارسی ، زبان دین ماست و لذا برای بررسی آن حتما لازم است که ادبیات عرب و تاریخ ادبیات عرب برسی شود . تا دوره های ادبی از جاهلیت تا عصر ما و آثار هر عصر و نیز عوامل فرهنگی و غیر فرهنگی موثر در آن ، کاملا روشن شود و تمام خطوط و جزئیات شخصیت روانی و اجتماعی و هنری ادبا به وضوح تصویر شود.عربها واژه ادب رادرمعانی مختلفی به کار می برند ، در زمان جاهلیت به معنی دعوت به طعام مهمانی ( مأدوبه ) بود. و در جاهلیت و اسلام به خلق کریم و حسن معاشرت با خواص و عوام به کار می رفت. سپس بر تهذیب نفس و آموزش صفات پسندیده و معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم میلادی و قرون بعد از آن همه علوم و فنون را از فلسفه و ریاضیات و نجوم و کیمیا و طب و اخبار و انساب و شعر و جز آن را از آنگونه معارف والا که در بهبود بخشیدن به روابط اجتماعی به کار می آید در بر می گرفت.

فنون ادبی عربی نیز بر دو قسمت می باشند:

ادب عربی قدیم از شعر حماسی و تمثیلی خالی است. زیرا قوم عرب کمتر شهرنشین بود و بیشتر به واقعیت گریش داشت و از این رو تخیلش بارور نشده بود. از طرف دیگر شیوه کسب روزی به وسیله شعر که در میان شاعران قوم رواج گرفت جائی برای سرودن اشعار حماسی و تمثیلی باقی نگذاشت. با این همه اگرچه ادب عربی از آثار حماسی بلند و طولانی خالی است از قصائدی که در آنها روح حماسی می باشد خالی نیست.


  • در میان اعراب شعر بیش از نثر عرصه بروز یافت و از سجع آغاز شد و به ارجوزه ها رسید و از آنجا به اوزان مختلف راه یافت. دوره های ادب عربی نیز در سه نهضت منحصر می شود: نهضت جاهلی و اموی ، نهضت عباسی ، نهضت جدید.بنابر این این دوره ها از عصر جاهلیت شروع می شوند و تا ظهور اسلام و بعد از آن حمله مغول و تأثیر آن بر ادب عربی کشیده می شوند. بر اساس موشکافیهای تاریخی و ادبی و مطالعه تطبیقی زبان شناسانه باید به اصالت شعر جاهلی نظر داد. و شعر عربی پس از آن دجار تحول و دگرگونی گردید و شاعران معروفی چون امرئ القیس و زهیر و اعشی و ... پیدا شدند و هرکدام سبک و بینش خاصی داشتند و تصویر خاصی در شعر خویش نمایان کردند. باآمدن اسلام ادب و زبان عربی نیز از قرآن و اسلام تاثیر پذیرفت و ارزش و اهمیت یافت که از صورت یک زبان قومی و محلی در گوشه ای محجور از دنیا به موقعیت یک زبان مهم جهانی نایل گردید و با مشارکت موثر همه مسلمین به ویژه ایرانیان ، گسترش و دامنه ای کم نظیر یافت و آثار و آثار بیشماری در موضوعات گوناگون به عربی نوشته شد.

نوشته شده در جمعه 1387/02/06 توسط آهویی! | لينك ثابت |

یااباعبدالله

 

اَلـسَـلام عَـلـَی الحُـسـِیـــن (ع )

 

وَ عَـلـی عـلـیِ بـنِ الحـُسـَیـــن (ع )

 

وَ عَـلـی اَولادِ الحُـسَـیـــن (ع )

 

وَ عـلـی اَصـحـابِ الحـُسَـیــن (ع )

 

 

نوشته شده در جمعه 1386/10/28 توسط آهویی! | لينك ثابت |

بودجه بندي سؤالهاي عربي در كنـــكورسـراسـري81 الي87

 

بودجه بندي سؤالهاي عربي در كنكورهاي سراسري سال۸۱الي۸۷(عمومي) 

 

درس

موضوع

۸۷

۸۶

۸۵

۸۴

۸۳

۸۲

۸۱

ميانگين

درصد

 

 

عربي عمومي

ترجمه وتعريب

۷

۷

۸

۷

۷

۵

۷

۷

۲۸%

متن ودرك مطلب

۴

۴

۳

۴

۴

۴

۴

۴

۱۶%

مفهوم

۱

۱

۱

۱

۱

۱

۱

۱

۴%

تشكيل

۲

۲

۲

۲

۲

۲

۲

۲

۸%

تحليل صرفي واعراب

۳

۳

۳

۳

۳

۴

۳

۳

۱۲%

معتلات

۱

۱

۱

۱

۱

۱

۱

۱

۴%

اعراب وتركيب

۷

۶

۷

۷

۷

۷

۷

۷

۲۸%

 

۱۰۰

٪ معتلات  ۱سوال

*۲۸٪اعراب«تركيب»«عيِّّن الصحيح-عيِّن الخطأ-عيِّن مافيه، عيِّن ماليس-في أيّ مختارلايوجد..وامثال اينها

*الباقي ۶۸%

۴+۲۸+(۶۸)=۱۰۰%

۱- ترجمه وتعريب +متن ودرك مطلب +سوال مفهومي=۲۸+۱۶+۴=۴۸%

۲-تشكيل(۸%)+اعراب وتركيب(۲۸%)+معتلات(۴%)+اعراب وتحليل الصرفي(۱۲%)=۵۲%

 

۵۲%به نوعي بااعراب«صرف ونحو»        ۴۸%ترجمه ودرك مطلب وسوال مفهومي

 

****(اگراعراب يعني تركيب خوب باشد به برخي ازسوالات ترجمه هم مي توان جواب داد)****

نوشته شده در شنبه 1386/10/15 توسط آهویی! | لينك ثابت |

  • زبان عربی گذشته از پیوند هزارو چند ساله اش با زبان فارسی ، زبان دین ماست و لذا برای بررسی آن حتما لازم است که ادبیات عرب و تاریخ ادبیات عرب برسی شود . تا دوره های ادبی از جاهلیت تا عصر ما و آثار هر عصر و نیز عوامل فرهنگی و غیر فرهنگی موثر در آن ، کاملا روشن شود و تمام خطوط و جزئیات شخصیت روانی و اجتماعی و هنری ادبا به وضوح تصویر شود.عربها واژه ادب رادرمعانی مختلفی به کار می برند ، در زمان جاهلیت به معنی دعوت به طعام مهمانی ( مأدوبه ) بود. و در جاهلیت و اسلام به خلق کریم و حسن معاشرت با خواص و عوام به کار می رفت. سپس بر تهذیب نفس و آموزش صفات پسندیده و معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم میلادی و قرون بعد از آن همه علوم و فنون را از فلسفه و ریاضیات و نجوم و کیمیا و طب و اخبار و انساب و شعر و جز آن را از آنگونه معارف والا که در بهبود بخشیدن به روابط اجتماعی به کار می آید در بر می گرفت.

فنون ادبی عربی نیز بر دو قسمک می باشند:

ادب عربی قدیم از شعر حماسی و تمثیلی خالی است. زیرا قوم عرب کمتر شهرنشین بود و بیشتر به واقعیت گریش داشت و از این رو تخیلش بارور نشده بود. از طرف دیگر شیوه کسب روزی به وسیله شعر که در میان شاعران قوم رواج گرفت جائی برای سرودن اشعار حماسی و تمثیلی باقی نگذاشت. با این همه اگرچه ادب عربی از آثار حماسی بلند و طولانی خالی است از قصائدی که در آنها روح حماسی می باشد خالی نیست.


  • در میان اعراب شعر بیش از نثر عرصه بروز یافت و از سجع آغاز شد و به ارجوزه ها رسید و از آنجا به اوزان مختلف راه یافت. دوره های ادب عربی نیز در سه نهضت منحصر می شود: نهضت جاهلی و اموی ، نهضت عباسی ، نهضت جدید.بنابر این این دوره ها از عصر جاهلیت شروع می شوند و تا ظهور اسلام و بعد از آن حمله مغول و تأثیر آن بر ادب عربی کشیده می شوند. بر اساس موشکافیهای تاریخی و ادبی و مطالعه تطبیقی زبان شناسانه باید به اصالت شعر جاهلی نظر داد. و شعر عربی پس از آن دجار تحول و دگرگونی گردید و شاعران معروفی چون امرئ القیس و زهیر و اعشی و ... پیدا شدند و هرکدام سبک و بینش خاصی داشتند و تصویر خاصی در شعر خویش نمایان کردند. باآمدن اسلام ادب و زبان عربی نیز از قرآن و اسلام تاثیر پذیرفت و ارزش و اهمیت یافت که از صورت یک زبان قومی و محلی در گوشه ای محجور از دنیا به موقعیت یک زبان مهم جهانی نایل گردید و با مشارکت موثر همه مسلمین به ویژه ایرانیان ، گسترش و دامنه ای کم نظیر یافت و آثار و آثار بیشماری در موضوعات گوناگون به عربی نوشته شد.

نوشته شده در جمعه 1386/09/23 توسط آهویی! | لينك ثابت |

ارتباط قرآن و زبان عربي

 ارتباط قرآن و زبان عربي

 

براي وحي، مي توان به دو جنبه متمايز اشاره كرد كه اهميتي برابر دارند. جنبه نخست آن جنبه كلامي و مربوط به سخن و كلام بودن وحي است و دومين جنبه آن، جنبه زباني وحي است كه به زبان وحي نازل شده است. اين هردو جنبه وحي تأثير فرهنگي شديد در تاريخ انديشه اسلامي از خود به جا گذاشته است.
وحي در اسلام از بنيادي ترين، مهم ترين و محوري ترين جايگاه برخوردار است؛ مفهوم وحي در اسلام اين است كه خدا با انسان سخن مي گويد و خود را به ميانجيگري زباني كه قابل فهم انسان و بشر است، آشكار مي سازد: «ان الله تجلي لخلقه في كلامه (بحار، 89/107) خداوند بر خلقش در كلامش تجلي كرد». اين مهم ترين و اصلي ترين واقعيت است. بدون صورت گرفتن اين فعل اصلي و ابتدايي از جانب خدا هيچ ديني واقعي نمي توانسته است در زمين پيدا شود.
پس مايه شگفتي نيست كه از همان آغاز به مسئله زبان توجه شود. قرآن و اسلام آن زمان ظهور كرد كه خدا سخن گفت. وحي امري اسرارآميز است و وجه مشتركي با رفتار زبان شناختي آدمي ندارد و تا آن جا كه به كلام بودن آن ارتباط دارد، مي بايستي همه خصوصيات اساسي كلام آدمي را داشته باشد. حقيقت آن است كه قرآن به اين دو بعد وحي اشاره دارد.

 پس هرچند كه وحي نمودي است كه ماوراي هر مقايسه قرار دارد و تجزيه و تحليل نمي پذيرد، باوجود اين سيمايي از آن هست كه مي توانيم به صورت تحليلي به آن نزديك شويم و بكوشيم كه ساخت اساسي مفهوم و تصور آن را ازطريق ملاحظه كردن آن هم چون يك حالت نهايي يا استثنايي رفتار زبان شناختي مشترك ميان همه موجوداتي كه سخن مي گويند اكتشاف نماييم.
وحي قرآني، مربوط به دستگاه علامتي است كه درآن خدا خود به زبان عربي با انسان سخن مي گويد. در حقيقت خدا خود زبان عربي را هم چون يك دستگاه علامتي مشتركي ميان خود و انسان برگزيده است.
مي دانيم براي ايجاد ارتباط كلامي ميان دو شخص (خدا و انسان) به چيزي نياز است كه دستگاه علامتي مشترك ناميده مي شود؛ و اين چيزي جز زبان (لسان) نيست. به عبارت ديگر، براي آن كه ارتباط زبان شناختي مؤثري وجود داشته باشد، شخص گوينده بايد به زباني سخن بگويد كه براي شنونده مفهوم باشد. درحالات متعارف، گوينده و شنونده هردو به يك جامعه زباني تعلق دارند، و اگر چنين نباشد لازم است كه گوينده به زبان شنونده سخن گويد يا لااقل از يك زبان و دستگاه علامتي مشترك بهره گيرند كه هردو آن را بدانند.
در وحي قرآني خدا با فرستاده اش محمد(ص) به زبان عربي سخن مي گويد و در حقيقت به زبان شنونده سخن مي گويد. هرچند ازنظر وجود شناختي ناهمترازي ميان گوينده و شنونده است كه مسأله اي است كه بحث جداگانه اي مي طلبد ولي ما در اين دو بعد زبان شناختي وحي بحث داريم بنابراين از آن صرف نظر مي كنيم.
زبان، چنان چه گفته شد، دستگاهي از علامات شفاهي است كه با توافق اجماعي به عنوان وسيله ارتباط ميان افراد متعلق به يك جامعه به كار مي رود، از اين لحاظ يك پديده و واقعيت اجتماعي است.
زبان، دستگاه نمادي متعلق به يك جامعه است كه هر يك از افراد آن در سخن گفتن با ديگران، اگر مي خواهد سخنش مفهوم باشد و شنونده آن را درك كند، بايد از اين دستگاه بهره برداري كند. بنابراين ارتباط زبان شناختي پديد نخواهد آمد مگر زماني كه دو شخص كه مي خواهند با هم سخن بگويند، از نظام واحدي از علامت ها بهره گيرند.
قرآن آگاهي روشني از اين واقعيت اجتماعي نشان مي دهد و به صورتي بسيار آشكار، مفهوم و تصور زبان را به معنايي كه گفته شد، بيان مي دارد، قرآن طرف تصور خود را از وحي و پيامبري بر روي همين انديشه بنياد مي نهد، از توجه به اين واقعيت آغاز مي كند كه هر قوم و جامعه اي از اجتماعات بشري، داراي زباني ويژه به خويش است؛ و براي اين امر از لحاظ ارتباط آن با نمود رسالت اهميت فراوان قايل مي شود؛ از اين رو مي فرمايد: «هيچ فرستاده اي را جز به زبان قومش نفرستاديم تا چنان باشد كه پيامش را آشكار بيان كند.»(ابراهيم/4)
و همان گونه كه اقوام جهان از لحاظ رنگ با يك ديگر تفاوت دارند، در زبان نيز با يكديگر متفاوت هستند. «و از آيات او آفرينش آسمان ها و زمين، و تفاوت زبان ها و رنگ هاي شماست».(روم/22)
و تفاهم كامل و ارتباط در آن جا كه زبان مشتركي نباشد وجود پيدا نمي كند: «و هم چنان به راه خود ادامه داد تا به ميان دو كوه رسيد؛ و در كنار آن دو كوه قومي را يافت كه هيچ سخني را نمي فهميدند (و زبانشان ويژه خودشان بود.)» (كهف/ 93)
از همين رو قرآن بيان مي دارد كه چرا پيامبر سخنگوي، به زبان عربي با يك وحي عربي براي اعراب مبعوث شد: «انا انزلنه قرءناً عربياً لعلكم تعقلون؛ از اين جهت آن را به صورت قرآن عربي فرو فرستاديم كه شما بتوانيد آن را بفهميد.»(يوسف/2)
و نيز مي فرمايد: «به راستي اين وحي، فرو فرستاده پروردگار جهان است كه روح امين يعني جبرئيل آن را با زبان عربي آشكار بر قلبت فرود آورده است تا از بيم دهندگان باشي.»(شعرا/ 195)
همان گونه كه به حضرت موسي(ع) كتابي به زبان عبري، زبان حضرت و قومش داده شده بود، اكنون نيز به پيامبر عرب كتابي به زبان عربي داده شده است.
چه اگر خدا وحي خود را به زباني غيرعربي فرو مي فرستاد، مردمان هرگز ايمان نمي آوردند، زيرا كه نمي توانستند گفته هاي پيامبر(ص) را بفهمند: «و اگر قرآن را به زبان غيرعربي (أعجمي) قرار مي داديم، مي گفتند: چرا آيه هاي آن روشن بيان نشده است؟ آيا غيرعربي و زبان عربي؟» (فصلت/44) چرا وحي غيرعربي براي قوم عرب فرستاده شده است؟ چه مناسبتي ميان آن دو است؟
به همين ترتيب اگر خدا اين قرآن عربي را بر پيامبر غيرعرب فرو مي فرستاد تا وي آن را به زبان عربي بر قوم خود فرو خواند كه البته آن را نمي فهميدند، آنان نيز هرگز به آن ايمان نمي آوردند: «واگر آن را به پيامبري غير عرب فرو مي فرستاديم و آن را به عربي بر آنان يعني قوم غيرعرب فرو مي خواند، هرگز به آن ايمان نمي آوردند.»(شعراء/ 198)
همه اين آيات چنان كه مي بينيم، مبتني بر اين نظر است كه هر جامعه زبان ويژه به خود دارد، و پيوستگي جدانشدني ميان هر جامعه و زبان آن موجود است؛ و اين برابر است با آن كه بگوييم در قرآن تصور زبان به معناي فني امروزي اين واژه وجود دارد. اين تصور و مفهوم در قرآن با واژه لسان بيان شده است.
خود قرآن به شايعه پليد و نادرستي در زمان نزول در ميان اعراب اشاره دارد مبني بر اينكه قرآن وحي خدا نيست و در پشت اين جريان مردي اعجمي و بيگانه كه به كتاب هاي تورات و انجيل آشنايي دارد او را تعليم و آموزش مي دهد: «ما مي دانيم كه آنها مي گويند: اين آيات را انساني به او تعليم مي دهد؛ درحالي كه زبان كسي كه اين ها را به او نسبت مي دهند عجمي است، ولي اين قرآن زبان عربي آشكار است.»(نحل/103)
قرآن با اين بيان اين شايعه را رد مي كند و مي گويد زبان همه كساني كه قرآن را ساخته آنان مي دانند غيرعربي و عجمي است، در صورتي كه قرآن به زبان عربي آشكار است و نتيجه اين گفته اين است كه شخصي كه زبانش عربي نباشد مطلقاً نمي تواند به پيامبر تعليم دهد كه چه چيزها به زبان عربي خالص بگويد.
آياتي از قرآن ، واژه بسيار مهم اعجمي را طرف توجه ما قرار مي دهد. بهتر است اين مسئله را در راستاي شناختن ديدگاه قرآن درباره زبان با توجه به تضاد و تقابل اساسي ميان عرب و عجم مورد تحليل قرار دهيم.
از نظر اعراب، همه اقوام جهان را مي توان به دو گروه دسته بندي كرد: عرب و غير عرب. همه اقوام و ملت هاي غيرعرب شناخته شده براي ايشان در مجموع و بدون تمايز در گروه دوم قرار مي گرفتند. اين دو مفهوم به صورت انحصاري جنبه زبان شناختي نداشت، چون خون يعني نژاد نيز به ويژه در مفهوم عرب نقش مهمي ايفا مي كرد؛ ولي قاطع ترين عامل در اين دسته بندي بدون شك زبان بود. شاهد آن اين واقعيت است كه حتي فرد با اصل خالص عربي، اگر نمي توانست چنان كه شايسته است به زبان عربي سخن بگويد غالباً به نام اعجمي خوانده مي شد.
اين امر بعضي از صاحب نظران را بر آن داشت تا به تمايزي ميان اعجمي و عجمي قايل شوند. لفظ نخست بنابراين نظريه به كسي اطلاق مي شود كه نتواند به صورت صحيح و آشكار مقصود خود را به زبان عربي بيان كند، حتي اگر از لحاظ نژاد هم عرب بوده باشد؛ در صورتي كه لفظ دوم به معناي كسي است كه از لحاظ نژادي غيرعرب است، خواه بتواند به زبان عربي سخن بگويد يا نتواند؛ ولي همه دانشمندان لغت در اين نظر اتفاق ندارند.
به هر صورت اين امر قطعي است كه در جاهليت ريشه عجم دامنه استعمال گسترده اي داشت. معناي اساسي آن در ظاهر وجود ابهام و تاريكي مفرط در سخنگويي شخص است، خواه به صورت اتفاقي و موقتي بوده باشد يا به صورت دايمي برخاسته از بيگانه بودن.
پس، انديشه ابهام و تاريكي زبان شناختي ممكن است جهت ديگري اختيار كند: جانوران ازگونه دام ودد به نام اعجم خوانده شده اند. پس هر كس يا هر چيز كه نتواند مانند عرب تكلم كند، اعجم است، و اين در عين حال نشان مي دهد كه اصطلاح اعجم ياعجم در ابتدا اصطلاحي تحقيرآميز بوده است: به عبارت ديگر، براي بيان اهانتي از طرف عرب ها نسبت به كساني بوده است كه از سخن گفتن به زبان عربي عاجز و ناتوان بودند، و اين زبان درنظر ايشان غني ترين و زيباترين و كامل ترين زبان در سراسر عالم بود. ناتواني در سخن گفتن به اين زبان، به نظر ايشان هم سنگ با لال و گنگ به دنيا آمدن است.
همين ايستار بي ارزش شمردن مردمي كه از سخن گفتن به زبان عربي ناتوان هستند، سبب پيدايش واژه تقليد صوتي طمطم در زبان عربي شده است؛ يعني سياهان گنگ.
مايه شگفتي است كه در بحبوبه چنين جهاتي قرآن نسبت به اين مسئله، ايستاري منصفانه و بي طرفانه اختيار كرده است. در آن هيچ دليلي بر برتري طبيعي زبان عربي بر زبان هاي غير عربي مشاهده نمي شود. البته اين درست است كه با ظهور اسلام وضع واقعاً يگانه و ممتازي براي زبان عربي به عنوان زبان وحي به وجود آمد، اما هيچ قصدي براي برتري دادن زبان عربي وجود نداشته است ؛ و نيز در قرآن هيچ اشاره به برتري نژاد عرب نسبت به ديگر نژادها نشده است؛ چه، قرآن برتري امت را به تقوا و عمل به اعتدال و وسط بودن امر به معروف ونهي از منكر كردن مي داند .

 بنابراين هيچ اشاره اي به برتري عرب يا جامعه عربي نسبت به ديگر مردمان نمي كند؛ اگر برتري باشد به جهت عمل به تقوا و اموري است كه ذكر شد و همين تنها موجب برتري اهل قرآن بر اهل كتاب هاي ديگر آسماني است.
نظر قرآن درباره اين مسئله مبتني بر اين خودآگاهي فرهنگي آشكار است كه هر ملت زبان ويژه به خود دارد و عربي زبان اعراب است و از اين لحاظ يكي از چندين زبان است مانند عبري و آرامي و مانند آنها. اگر خدا اين زبان را برگزيده، به خاطر ارزش دروني و ذاتي آن به عنوان يك زبان نبوده بلكه تنها براي سودمندي آن بوده است؛ يعني بدان سبب زبان را عربي برگزيد كه پيام در درجه اول خطاب به مردماني بود كه به زبان عربي سخن مي گفتند. مكرر در قرآن با آياتي رو به رو مي شويم كه بنابر آن ها معلوم مي شود كه كتاب خدا از آن جهت به زبان عربي فرود آمد كه فهم آن براي عرب ها آسان تر باشد: «از آن جهت قرآن را به زبان عربي فرو فرستاديم كه شما بتوانيد آن را بفهميد.»
و اين ناظر به نظريه كلي تر اسلام نسبت به مسئله اختلاف نژادي است كه در آيه 13 سوره حجرات به صراحت بيان شده است.
اين نظريه قرآن، نشان مي دهد كه در آخرين تحليل، عرب ها چيزي جز يك ملت و قوم در ميان قوم ها و ملت هاي ديگر نبودند و زبان عربي نيز يكي از چندين زبان متفاوت ديگر بود. بدين ترتيب ديده مي شود كه چرا قرآن علي رغم تاكيدي كه درباره عربي بودن خود مي كند، خود را به عنوان اعلاميه اي از برتري اين زبان درنظر نمي گيرد. هر جامعه و امتي زبان ويژه به خود را دارد. به همين جهت هنگامي كه خدا وحي خود را به شكل تورات به اسرائيليان فرو فرستاد، زبان عبري را وسيله انتقال پيام خود قرار داد؛ و اين بدان جهت بود كه آن قوم به زبان عبري سخن مي گفت. همين مطلب در مورد وحي هاي ديگر فرستاده شده به اقوام ديگر نيز صحت دارد: هر قوم اهل كتاب داراي كتابي به زبان جامعه آن قوم است. به همين ترتيب، همه پيامبراني كه پيش از حضرت محمد (ص) مبعوث شدند، هر يك پيام خود را با زبان قوم خويش ابلاغ كردند. پس قرآن از آن جايي كه پيامبرش عرب بود به زبان عربي نازل شد تا براي قوم عرب قابل فهم باشد؛ سپس اين وحي و قرآن براي هر كس كه برسد حجت است. (انعام /19)
بنابراين نمي توان دليلي اقامه كرد كه چرا زبان عربي براي دين اسلام و وحي و قرآن از ميان ديگر زبان ها برگزيده شده بود، جز آن كه پيامبر آن، عرب زبان بود و اين طبيعي است. اين انديشه مركزي قرآن كاملاً موافق با جهان بيني گسترده است كه قرآن آن را بيان مي دارد، بنابراين زبان، قداست خاصي ندارد.

 

نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/23 توسط آهویی! | لينك ثابت |

 
 
از وصاياى امام كاظم «عليه السلام» به هشام:

يا هشام! إنّه لم يَخَفْ اللهَ من لم يَعقلْ عن اللهِ ومن لم يَعقلْ عن الله لم يَعقدْ قلبُهُ على معرفةٍ ثابتةٍ يبصرُها ويَجد حقيقتها في قلبه.
(تحف العقول صفحه 388)
كسى كه هيچ آگاهى و معرفتى از خداى متعال ندارد از خدا نمى‏ترسد. هر چه انسان معرفتش از خداوند بيشتر باشد خشيت الهى در دل او بيشتر سايه خواهد افكند. هيبتِ عظمت، بطور طبيعى انسانِ آگاه به آن عظمت را وادار به خضوع و خشيت مى‏كند.
آنكه تعقل در امر الهى نكند هرگز در دل خود نور بصيرت و نور معرفتى هم احساس نمى‏كند. بصيرت قلبى و نورانيّت ناشى از آن با خواندن و شنيدن به دست نمى‏آيد بلكه عبادت، مجاهدت، تزكيه نفس و تلاش لازم دارد و اين بصيرت اگر ثابت باشد و انسان حضور آن را در قلب خويش احساس كند علاج همه جهل‏ها و گمراهيهاست.
 
 

نوشته شده در یکشنبه 1385/09/26 توسط آهویی! | لينك ثابت |

چند توصيه براي مطالعه درس عربي

 

  • چند توصيه براي مطالعه درس عربي

 ۱-معلم و دانش آموز ، باعث ايجاد انگــــــيزه ی يادگيری برقراری ارتباط عاطفی ميان معلم و دانش می شود.

 ۲- يكی از عوامل مؤثر در يادگيري، انجام پيش مطالعه است ، يعنی درسی كه هنوز تدريس نشده است، مورد مطالعه ی قبلی دانش آموز قرار گيرد. داشتن اشتباه در اين مورد ، امری طبيعی است.

 ۳- يادگيری كلمات جديد هر درس ، نقش بسيار مؤثری در فراگيری درس دارد. ترجمه ی متن درس و ترجمه ی جملات مربوط به تمرين ها ، در گرو دانستن معنی اين كلمات است. برای خواندن كلمات جديد و يادگيری معانی آن ها ، دانش آموز در ابتدا به واژه نامه ی كتاب مراجعه می كند و از آن جا كه ممكن است ، برخی كلمات به طور كامل در واژه نامه ، علامت گذاری نشده باشند ، كلمات مورد نظر را در متن درس می يابد و با توجه به تلفظ صحيح آن ها ، معانی كلمات را با تكرار و تمرين مناسب در ذهن نگه داری می كند.

 ۴- پس از يادگيری كلمات جديد درس و اطمينان از يادگيری كامل آن ها ، وظيفه ی   دانش آموز ، خواندن متن عربی و صحيح خوانی آن است. البته متن عربی درس حداقل يک  بار بايد پيش مطالعه شده باشد. متن درس هر چه بيشتر خوانده شود ، در يادگيری مؤثرتر است. در خواندن متن درس در دفعات پايانی ، دانش آموز معمولاً توانايی خواندن متن را به شكل صحيح پيدا می كند و چگونگی بيان جملات را درمی يابد.

 ۵ – پس از خواندن متن ، دانش آموز نسبت به ترجمه ی آن به فارسی اقدام می كند. برای انجام اين كار ، دانش آموز ، علاوه بر دانستن معانی كلمات جديد ، بايد معنی كلمات خوانده شده ی قبلی را نيز بداند. به عبارتی بايد معنی هريک  از واژه ها را بداند. برای دستيابی به معنی اين كلمات ، بهترين كار ، مراجعه به اين كلمات در درس های قبلی و يا كتاب های پايه ی اول و دوم است.

 ۶ – سعی شود جملات به فارسی روان معنی شوند و از حفظ كردن معنی جملات ، بدون دانستن معانی يكايک  كلمات خودداری شود. زيرا اين امر يكی از عوامل خستگی دانش آموز است و اين كار نه تنها سودی برای دانش آموز ندارد ، بلكه باعث افزايش كار دانش آموز و كاهش كارآيی او می شود. زيرا معمولاً تعداد جملات از تعداد واژه ها بيشتر است و حفظ كردن معنی جملات سنگين تر از حفظ كردن واژه هاست.

 ۷ – دانش آموز ، پس از ترجمه ی جملات مورد نظر ، جهت اطمينان از پاسخ صحيح ، به پاكنويس خود مراجعه می كند و در صورت داشتن خطا ، مورد را ، بررسی و اصلاح می نمايد. هنگام مطالعه ی پاكنويس ، جملات بعدی بايد با وسيله ی مناسبی پوشانده شود تا چشم دانش آموز ، با آن ها برخورد نداشته باشد.

 ۸- قواعد درس در كتاب بسيار خلاصه است با توجه به شيوه های ابتكاری معلمان محترم – كه به طورجزوه در اختيار دانش آموزان قرار داده می شود – مورد بررسی قرار می گيرد.

 ۹ – پس از مطالعه و ترجمه ی متن و مطالعه ی قواعد ، به تمرين درک  مطلب پرداخته می شود.

 ۱۰ – تمرين های بعدی با توجه به موارد گفته شده ، مورد بررسی و مطالعه ی دانش آموز قرار می گيرد.

 ۱۱ – از دانش آموزان خواسته می شود كه مطالب كتاب را در كتاب البته در برگه هاي الصاقي بنويسند تا در دسترس دانش اموز باشد.

 ۱۲ – كتاب های كمک  آموزشی در درس عربی بر دو نوع اند: نوعی از آن ها ، متن   درس ها را ترجمه كرده و پاسخ تمرين ها را در اختيار دانش آموز قرار می دهند. دانش آموزی كه از اين كتاب ها استفاده می كند ، معمولاً قدرت تفكر خود را از دست می دهد و فقط به حفظ كردن پاسخ ها می پردازد. نوعی ديگر از كتاب ها ، با طرح سؤالات و  پرسش ها ی مختلف ، باعث ايجاد تفكر در دانش آموز می شوند كه البته بايد در انتخاب    آن ها دقت كرد. ضمناً برخی از اين كتاب ها به طرح مباحث خارج از كتاب   می پردازند كه ضرورتی به مطالعه ی آن ها نيست.

 ۱۳ – در عربی دوم ، يادگيری درس اول از نظر قواعد ، اهميت بسيار زيادی دارد. زيرا مجموعه ی اين قواعد ، تشكيل دهنده ی تركيب جملات كه در درسهاي ۹و۱۰ عربی اول است ، ضرورت دارد دانش آموز آن ها را بداند.

 ۱۴ – در عربی دوم ، يادگيری كل قواعد كتاب   اهميت بسزايی دارد و دانستن درسهاي ۸ و۹ و ۱۰ ضروري است.

 ۱۵ – برای حل بسياری از تمرين هاي ترجمه اي  در عربی دوم و حتي كنكورمی توان از درس اعراب فعل مضارع استفاده كرد و بطور كلي درس پركاربردي است.

 ۱۶ – در عربی سوم بعد از اعلالها  بخش منصوبات ، بسيار مهم است. زيرا نه تنها در ترجمه ی متن ها به دانستن انها نيازمنديم ، بلكه براي قوي شدن تركيب به دانستن اين قواعد احتياج داريم.

 ۱۷ – در پايان پيشنهاد می شود كه دانش آموزان ، جهت بالا بردن كيفيت يادگيری ، در  بحث های گروهی شركت نمايند.

۱۸-دانش آموزان كنكوري بايد بدانند كه ۴۰%كنكور از سئوالات ترجمه اي مي باشد و نكات ترجمه اي كتاب در حدود ۳۵ نكته راحت و قابل فهم ميباشد كه با كمي تمرين وممارست مي توانيدبه راحتی به  اين ۸ سئوال را پاسخ دهيد.

                                 

 با آرزوی موفقیت برای دانش آموزان عزیز

 

                                                                                       منبع:سایت استادگرامی آقای میزانیان بااندکی تصرف

نوشته شده در یکشنبه 1385/09/05 توسط آهویی! | لينك ثابت |

طریقه خواندن درس عربی در کنکور

عربي :
اکثر داوطلبان به هيچ عنوان از کتاب درسي استفاده نمي کنند ، چون اين درس در پيش دانشگاهي (بجز در رشته ي انساني ) تدريس نمي شود ،
کتب عربي به فراموشي سپرده مي شوند و همه به خواندن يک کتاب کمک درسي يا جزوه و زدن تستهاي طبقه بندي قناعت مي کنند ، در حالي که در سالهاي اخير خيلي به ترجمه و درک مطلب در عربي اهميت داده شده است و خيلي از تستهاي قواعد هم در صورت معني کردن درست سوال و گزينه ها حل مي شوند .

پس بايد به کل کتاب اشراف داشته باشيد . اما چگونه ؟؟؟
1-
ابتدا بايد قواعد هر درس را از روي کتاب و جزوه ي مدرسه بخوانيم .
2-
تمرينهاي هر درس را بدون نگاه کردن به پاسخها حل مي کنيم و تک تک آنها را در طول حل کردن معني مي کنيم .
3-
بعد از جا افتادن قواعد، متن آن درس را خط به خط مي خوانيم و جملات را تجزيه و تحليل و معني مي کنيم .
4-
سعي کنيد معني کلمات را در جمله ياد بگيريد تا بهتر در ذهن بماند .
5-
تستهاي عربي را به صورت مخلوط بزنيد نه به صورت طبقه بندي ، زيرا مثلا" وقتي شما در حال زدن تست مجرورات هستيد ، مسلما" ناخودآگاه گزينه اي که کسره دارد را انتخاب مي کنيد و متوجه نمي شويد بالاخره آن درس را ياد گرفته ايد يا نه!!!
6-
در حين زدن تست، سوالها و تک تک گزينه ها را معني کنيد حتي اگر تست ترجمه نباشد و فقط قواعد را در نظر داشته باشد.

نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/01 توسط آهویی! | لينك ثابت |

نكاتي چند درمورد روشهاي صحيح مطالعه

بارها  از زبان بچه‌هاي كنكوري شنيده ايم كه مي گويند :

(( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))يا((آنقدر از اين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))و يا((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم)) و يا ((10 بار خواندم و تكرار كردم ولي  بازهم ياد نگرفتم)) به راستي مشكل چيست ؟  آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟  آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟ و آيا بايد دهها بار درس راتكراركرد تايادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است .  اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه هم چيزي راجع به چگونگي درس خواندن نياموخته‌اند. يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه‌اي فعال و پويانوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب (خصوصآ در يكي،دو ماه باقي‌مانده به كنكور )دوباره كتاب رانخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود،مطالب رامرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

روش هاي مطالعه :

خواندن بدون نوشتن، خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي، خلاصه نويسي، كليد برداري، خلاقيت و طرح شبكه‌اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند و نكات مهم را يادداشت كرد. از طريق يادداشت برداري نكات مهم،مي‌توان هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .فراموش نكنيد كه مطالب به دليل حجم انبوهشان،همواره از ذهن مي‌گريزند و به خاطر داشتن آنها تا زمان مورد نظر تنها از طريق يادداشت برداري و مرور يادداشت‌ها ميسر مي‌شود.

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش از شيوه‌هاي مطلوب مطالعه بشمار مي‌رود اما ذكر اين نكته الزامي است كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3- حاشيه نويسي :اين روش مزاياي فراواني را به همراه خواهد داشت.ذكر كردن چكيده‌ي يك صفحه يا پاراگراف در حاشيه‌ي آن،گذشته از آن كه مي‌تواند نوعي يادداشت برداري مختصر بشمار رود ومرور كردن كتاب تنها ازطريق ورق زدن سريع را ميسر نمايد، به هنگام مرور كلي كتاب،با در دسترس قرار دادن سرنخي پيرامون كليت مبحث،آشنايي با مفهوم را افزايش داده،موجب تسريع فرايند بازخواني و مرور مي‌شود.

4- خلاصه نويسي : در اين روش، فرد مطالب را مي‌خواند و آنچه را كه درك كرده است ، بصورت خلاصه در دفتري يادداشت مي كند . اين روش براي مطالعه‌ي پويا بسيار مناسب است اما دكر اين نكته حائز اهميت است كه در اين روش  ابتدا بايد مطالب را درك كرد و سپس آنها را يادداشت نمود .

5- كليد برداري :كليد برداري ، روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

دو توصيه مهم كه در مطالعه بايد از آن مطلع بود:

1- براي مؤثر و سازنده بودن مطالعه بايد زمانهاي استراحت را درميان زمانهاي مطالعه،تقسيم نمود ، يعني بايد سعي كنيم، حدود 60يا90 دقيقه بر روي يك مطلب تمركز نموده و پس از آن حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نماييم. سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كنيم.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش مي‌شود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خون‌رساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته مي‌شود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند. نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند

 

 

نوشته شده در جمعه 1385/08/26 توسط آهویی! | لينك ثابت |

تقلب=کمبود روحی

  تقلب ریشه درکمبودهای روحی دانش آموز دارد

                                                   

تقلب در واقع به معنی ارائه چیزی بیش از میزان واقعی آن است و

به منظور گرفتن نمره بیشتر از سعی یا توان انجام می شود ، در

واقع شخص از خود و قابلیت هایش راضی نیست.

به گزارش خبرگزاری مهر ، کارشناسان معتقدند: یکی از عواملی که

موجب تقلب می شود عدم خود باوری است.

دانش آموز خود را نپذیرفته یا باور ندارد و در شرایطی حاضر است

پاسخی که می نویسد با دوستش یکی باشد ، حتی اگر مطمئن

نباشد که دوستش هم پاسخ صحیح را بداند. فقط نیاز به همراهی و

هماهنگی با فرد دیگری را دارد. این احساس را می توان به نوعی

احساس عدم امنیت نیز تعبیر کرد.

 

انگیزه دیگر تقلب برای دانش آموزان ترس از نمره کم به دلیل ترس

از سرزنش والدین است. برخی از والدین به جای دانش فرزندشان

صرفا به نمرات وی تکیه کرده و چنانچه نمره ممتاز یا قابل قبولی

نگیرد ، مرتب او را با دیگر دانش آموزان مقایسه و سرزنش می

کنند.

از آنجا که همه انسانها نیاز دارند پذیرفته شوند دانش آموز به منظور

فرار از سرزنش تمام سعی خود را به جای درس خواندن معطوف

شیوه های گوناگون تقلب می کند تا به هر قیمتی که شده نمره

بالاتری کسب کند.

در چنین شرایطی دانش آموز فقط تمایل به پذیرفته شدن دارد و از

هر راهی که بتواند سعی می کند به این مهم برسد ، زیرا احساس

می کند گرفتن نمره بالاتر به منزله اعتبار بیشتر برای شخصیت

اوست.                                 

 

                 پس تقلب نکنید
 

نوشته شده در چهارشنبه 1385/08/24 توسط آهویی! | لينك ثابت |

یه مطلب جالب در مورد معلمها

۱- معلمان حافظه گرا

-          فراگيرندگان را آدم ماشيني فرض ميكنند و مي كوشند مغز آنها را مانند يك مخزن پر كنند

-          به كاربرد آموخته ها اهميت نمي دهند

-          در كلاس آنها شاگرد حق اظهار عقيده ندارد

-          به تفكر دانش آموزان توجه ندارند و مطالب را به صورت كليشه اي ياد مي دهند

-          آموزش و ياد دهي و يادگيري را تكثير دانش و علم مي دانند وبه توليدات و خلاقيت اهميت نمي دهند

-          اطلاعات گسترده اي در اختيار شاگردان قرار مي دهند "و لي عمق مفاهيم بسيار كم است

-          ذهن انسان را همانند عضله اي فرض مي كنند كه هر چه تمرين و تكرار كند "قوي تر مي شود

-          به هر دانش آموزي كه بتواند فقط حفظ كند "اهميت بيشتري مي دهند و به خلاقيت توجه ندارند

-          از روش تدريس سنتي و يك سويه و غير فعال بهره مي گيرند

-          ارزشيابي از نوع ملاكي را به كار مي بندند و به صورت كليشه اي از آن استفاده مي كنند

۲-  معلمان معلم مدار

-          خود را تنها فرمانده كلاس مي دانند

-          در مورد اطلاعات و اقدامات خويش تعصب دارند

-          دوست دارند همه چيز از زبان آنها گفته شود و دانش آموزان منفعل و شنونده باشند

-          در كلاس آنان"تدريس به صودت غير اكتشافي انجام مي شود

-          تدريس مي كنند و دانش آموزان درس را به خاطرمي آموزندبنابر اين فرآيند دوسويه ياد دهي و يادگيري دركلاس اتفاق نمي افتد

-          فقط به خود اهميت مي دهند و سرسختند

-          راه يادگيري را آموزش نمي دهند و فقط ياد دادني ها را عرضه مي دارند

۳-  معلمان عمل گرا

-          به فرآيند كار اهميت مي دهند و به آن توجه دارند

-          فراگيرندگان را افرادي خلاق وصاحب فكر مي دانند

-          انسان را بالقوه داراي توانايي هاي بسيار مي دانند كه در هر زمان "امكان بروز آنها وجود دارد

-          براي كاركردهاي ذهني و عملي ارزش قايل اند

-          براي بروز خلاقيت و نوآوري آموزش مي دهند

-          فراگيرندگان را به خود آموزي و خود راه بري هدايت مي كنند

-          به تجزيه و تحليل مفاهيم مي پردازند

-          به دنبال مغزهاي نوجو مي گردند

-          براي كيفيت اعمال ارزش قايل اند " نه براي كميت آنها

۴-  معلمان شاگرد مدار

 -  شيفته و عاشق خود جوشي فراگيران  مي باشن

-          راهنما و تسهيل كننده آموزش اند

-          از كليه امكانات و وسايل براي آسان تر كردن يادگيري كمك مي گيرند

-          به استعدادها و علايق دانش آموزان توجه دارند

-          به جويندگي و پويندگي شاگردان توجه ميكنند

-          از روشهاي اكتشافي و فعال براي تدريس استفاده مي كنند

    همكاران عزيز بياييد باافزايش دادن مهارتهاي اساسي فراگيران"يادگيري هاي آنان راتوسعه و  

   كيفيت بخشيم زيرا انسان قرن  بيست ويكم   بايد داراي مهارتهاي زير باشد:

۱- استقلال                ۲ – واقعيت جويي               ۳- انعطاف پذيري                  ۴-عزت نفس

۵- بينش جهاني             ۶- آينده نگري        ۷- چند بعدي نگري   ۸- روحيه و مهارت جستجو گري

  ۹- توانايي انجام دادن پژوهش    ۱۰- توانايي شناخت خويش    ۱۱- توانايي غلبه بر انگيزه ها

و رفتارهاي نا مطلوب

۱۲- توانايي مقابله با ناكامي و ابهام    ۱۳- توانايي بقا در شرايط دشوار       ۱۴- مهارت در يادگيري

 ۱۵- مهارت مشكل گشايي            ۱۶- حساسيت و اعتقاد به اجراي ارزشهاي اخلاقي و انساني

 17- مسؤليت پذيري                    18- توانايي بر قراري ارتباطات انساني        

  19- مشاركت جويي         20- انطباق پذيري

 

 

 

( بياد داشته باشيم كه دانش آموز ممكن است باهوش نباشد اما خلاق  و مبتكر باشد )

 

 

نوشته شده در شنبه 1385/08/20 توسط آهویی! | لينك ثابت |

اطلاعات عمومي عجيب ولي واقعي

تَسميةُُ الأطفال:

هَل تَعرِفُ كَيفَ كانَ الْهُنودُ الحُمْرُ يُسَمّونَ أطفالَهُم؟

 

كانَ الوالِدُ يُسَمِّى طِفلَهُ عَلَي أوّلِ شىءٍ يُشاهِدُهُ عِندَ خُروجِهِ مِنَ الكوخ مثل الثَّورِ الجالِس و

 

 الماءِ الضاحِك و الفَرَسِ الواقِف و الأسماءِ الاُخْرَي.

 

الترجمة:

 

آيا مي داني سرخپوستان چگونه كودكان خود را نامگذاري مي كردند؟

 

پدر هنگام خروج از كلبه نام اوّلين چيزي را كه مي ديد بر كودك خود مي نهاد. مانند:

 

گاونشسته و آب خندان و اسب ايستاده و اسم هاي ديگر.

نوشته شده در سه شنبه 1385/08/16 توسط آهویی! | لينك ثابت |

نوشته هاي پيشين

انتخابات تحليل و نقدي بر كتاب عربي2 محرم آمد مشهورترین فرهنگهای نوین عربی نظرات یااباعبدالله بودجه بندي سؤالهاي عربي در كنـــكورسـراسـري81 الي87 ارتباط قرآن و زبان عربي +


نکته امروز:

منوي اصلي

وبلاگ من
پست الكترونيك
آرشیو مطالب

آرشيو موضوعي

نمونه سوالات سال اول
نمونه سوالات سال دوم
نمونه سوالات سال سوم
تست سال اول
تست سال دوم
تست سال سوم
تست های کنکور
جزوه سال اول
جزوه سال دوم
جزوه سال سوم
جزوه های کنکور
نکات مهم کنکوری
داستانهایی به زبان عربی
دانش آموزان مقطع راهنمایی
مسابقه..سئوال.. جایزه :سه ساعت اینترنت رایگان
شناخت كتابهاي مفيد تخصصي عربي
پاسخ به سوالات شما
طرح مسائل جالب در زمینه مطالعه عربی
جزوات موجود در اينترنت عربي1
نمونه سوالات سال سوم انسانی
یاعلی ابن موسی الرضاعلیه آلاف التحیه والثنا
حمیدرضا
بارم بندی امتحانات
متن کامل کتاب عربی 1به همراه ترجمه
متن کامل کتاب عربی2به همراه ترجمه
متن کامل کتاب عربی3 انسانی به همراه ترجمه
متن کامل کتاب عربی 3رشته ریاضی تجربی با ترجمه
تست اختصاصی سال سوم انسانی
تست اختصاصی سال دوم انسانی
متن کامل کتاب عربی2انسانی به همراه ترجمه
سوالات پیش دانشگاهی انسانی
نمونه سوالات سال دوم انسانی


آرشيو

خرداد 1388
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
دی 1383
آبان 1383
مهر 1383
دی 1382
آبان 1382
شهریور 1382
تیر 1382
اردیبهشت 1382
فروردین 1382
اسفند 1381
آبان 1381
شهریور 1381
اسفند 1380
بهمن 1380


لينکستان

دبیرستان محبان الرضا(ع) منطقه 3
کانون زبان ایران (بخش عربی)
المدرسة العربية
الموسوعة العربية العالمية
اسم پرندگان به زبان عربی
بازی عربی
داستانهای عربی جالب وجذاب
یک سایت عربی جذاب
آموزش فصلها به زبان عربی
ساخت 14صیغه فعل امر (صوتی)
رادیو معلم
شبکه العتره
مجموعه نوحه
کانون صنفی معلمان ایران/تهران
صدای معلم
سایت شهید آوینی
دانلود مداحی های محمودکریمی
جشنواره الكترونيكي پيامبر اعظم
آموزش عربي اول دبيرستان
سايت مطبوعات عربي
مطالب جالب یک دبیر(روانشناسي)
دبير خانه راهبری درس عربي
سايت شعرعربي
شبكه المنار لبنان
الادب العربي
كتابخانه عربي
سايت الجذور
مجله الكترونيكي الاداب
معرفي سايت هاي عربي
قصائدالعرب
مكالمه عربي
شبكه صوت العربيه
موسسه تبیان
مدرسه ایرانی ها در مالزی
بهترین و جدیدترین تکست ها
مدیریت تولید و بحران
بانک سوال
دل نوشته های یک معلم
مطالب مختلف وخواندنی
اعراب(ترکیب)قران
شبکه آموزش سیما
سازمان سنجش
شبکه رشد
فرهنگستان زبان عربی قاهره
شعر.نصوص.النحوالوافی.حوار
مدرسه عربی اینترنتی
مشاهیر.ادباومولفان معاصر
مطالب متنوع عربی(الساخر)
سخنان زیبای بزرگان علم وادب
شرح وترجمه نهج البلاغه
گزینه دو
سایت آموزش کنکور(کاشیها)
شاعران قدیم وجدید عرب
سووالات وپاسخهای امتحانات نهایی
سایت جامع شعر وشاعران عربی
الفصیح(صرف و نحو و...)
نمونه سووالات امتحانی
مهدالتعلیم اللغه العربیه
اتحادالکتاب العرب
دلیل المصطلحات(راهنمای اسامی عربی واماکن و...)
مجله الالعاب للاطفال
وبلاگ آقای صادقی(دبیرعربی مریوان)
معلمان حق التدریس
وبلاگ همکارگرامی آقای میزانیان(دبیرعربی)
دبیرستان غیرانتفاعی صراط
خاطرات استادفیزیک
روستای زیبای آهو
وبلاگ شخصی خودم
نکته هاوتست های عربی
توضیح قواعدعربی به عربی(جالب)
عربی درکنکور(وبلاگ همکار عزیز آقای داعی نژاددبیردزفول)
آموزشی وعلمی (مشاوردبیرستان سبحان)
سرگرمی
مادل شدگان
آموزش عربی راهنمایی
مجلات عربی
فریادسکوت
سپاهان
فروشگاه گنجینه معرفت
شعروهنر
هسته تخصصی عربی گلستان
یاسین مدیا
گروه آموزش عربی سرخس
مثل من مثل تو
ماتم کده
درس یار
پژوهش سرای جابرابن حیان
شمس العرب
سایت عجیب عربی
وبسایت تخصصی دروس ديني و قرآن و عربي
یازدهمین دوره تحصیلی دبیرستان شهدای موتلفه اسلامی
لغه القران
قالب وبلاگ رایگان و حرفه ای ترین قالب ها

نويسندگان


طراح قالب

Designer
Powered By
BLOGFA

Template Designer: Themeweblog.blogfa.com