۱- معلمان حافظه گرا
- فراگيرندگان را آدم ماشيني فرض ميكنند و مي كوشند مغز آنها را مانند يك مخزن پر كنند
- به كاربرد آموخته ها اهميت نمي دهند
- در كلاس آنها شاگرد حق اظهار عقيده ندارد
- به تفكر دانش آموزان توجه ندارند و مطالب را به صورت كليشه اي ياد مي دهند
- آموزش و ياد دهي و يادگيري را تكثير دانش و علم مي دانند وبه توليدات و خلاقيت اهميت نمي دهند
- اطلاعات گسترده اي در اختيار شاگردان قرار مي دهند "و لي عمق مفاهيم بسيار كم است
- ذهن انسان را همانند عضله اي فرض مي كنند كه هر چه تمرين و تكرار كند "قوي تر مي شود
- به هر دانش آموزي كه بتواند فقط حفظ كند "اهميت بيشتري مي دهند و به خلاقيت توجه ندارند
- از روش تدريس سنتي و يك سويه و غير فعال بهره مي گيرند
- ارزشيابي از نوع ملاكي را به كار مي بندند و به صورت كليشه اي از آن استفاده مي كنند
۲- معلمان معلم مدار
- خود را تنها فرمانده كلاس مي دانند
- در مورد اطلاعات و اقدامات خويش تعصب دارند
- دوست دارند همه چيز از زبان آنها گفته شود و دانش آموزان منفعل و شنونده باشند
- در كلاس آنان"تدريس به صودت غير اكتشافي انجام مي شود
- تدريس مي كنند و دانش آموزان درس را به خاطرمي آموزندبنابر اين فرآيند دوسويه ياد دهي و يادگيري دركلاس اتفاق نمي افتد
- فقط به خود اهميت مي دهند و سرسختند
- راه يادگيري را آموزش نمي دهند و فقط ياد دادني ها را عرضه مي دارند
۳- معلمان عمل گرا
- به فرآيند كار اهميت مي دهند و به آن توجه دارند
- فراگيرندگان را افرادي خلاق وصاحب فكر مي دانند
- انسان را بالقوه داراي توانايي هاي بسيار مي دانند كه در هر زمان "امكان بروز آنها وجود دارد
- براي كاركردهاي ذهني و عملي ارزش قايل اند
- براي بروز خلاقيت و نوآوري آموزش مي دهند
- فراگيرندگان را به خود آموزي و خود راه بري هدايت مي كنند
- به تجزيه و تحليل مفاهيم مي پردازند
- به دنبال مغزهاي نوجو مي گردند
- براي كيفيت اعمال ارزش قايل اند " نه براي كميت آنها
۴- معلمان شاگرد مدار
- شيفته و عاشق خود جوشي فراگيران مي باشن
- راهنما و تسهيل كننده آموزش اند
- از كليه امكانات و وسايل براي آسان تر كردن يادگيري كمك مي گيرند
- به استعدادها و علايق دانش آموزان توجه دارند
- به جويندگي و پويندگي شاگردان توجه ميكنند
- از روشهاي اكتشافي و فعال براي تدريس استفاده مي كنند
همكاران عزيز بياييد باافزايش دادن مهارتهاي اساسي فراگيران"يادگيري هاي آنان راتوسعه و
كيفيت بخشيم زيرا انسان قرن بيست ويكم بايد داراي مهارتهاي زير باشد:
۱- استقلال ۲ – واقعيت جويي ۳- انعطاف پذيري ۴-عزت نفس
۵- بينش جهاني ۶- آينده نگري ۷- چند بعدي نگري ۸- روحيه و مهارت جستجو گري
۹- توانايي انجام دادن پژوهش ۱۰- توانايي شناخت خويش ۱۱- توانايي غلبه بر انگيزه ها
و رفتارهاي نا مطلوب
۱۲- توانايي مقابله با ناكامي و ابهام ۱۳- توانايي بقا در شرايط دشوار ۱۴- مهارت در يادگيري
۱۵- مهارت مشكل گشايي ۱۶- حساسيت و اعتقاد به اجراي ارزشهاي اخلاقي و انساني
17- مسؤليت پذيري 18- توانايي بر قراري ارتباطات انساني
19- مشاركت جويي 20- انطباق پذيري
( بياد داشته باشيم كه دانش آموز ممكن است باهوش نباشد اما خلاق و مبتكر باشد )
نوشته شده در شنبه 1385/08/20 توسط آهویی!
| لينك ثابت |